مهندس محمدحسن نبوی

مهندس محمدحسن نبوی

مهندس محمدحسن نبوی

زندگینامه
زادگاه ایشان شهر سمنان است که کوههای البرز در شمال و کویر مرکزی در جنوب آن قرار دارد و زبان مردم آن از گویش های کهن فارسی است که آن را بسیار دوست می دارند و در نوشتارهایشان از واژه های آن، به ویژه واژه های ریختاری، بهره می گیرند. تا پنجم دبیرستان در سمنان و ششم ریاضی را در دبیرستان مروی تهران گذراندند. در سال ۱۳۳۵ در دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشته مهندسی معدن پذیرفته و در سال ۱۳۴۰ در گرایش زمین شناسی دانش آموخته شدند. همان سال، کارمند سازمان زمین شناسی کشور شدند که به تازگی آغاز به کار کرده بود و هنوز زمین شناس نداشت. همراه با مهندس منصور صمیمی نمین، دو نخستین زمین شناس سازمان شدند. در سازمان از زمین شناس ساده تا مدیر امور زمین شناسی پیش رفته و پس از بازنشستگی در سال ۱۳۶۹ همراه با چند تن از بزرگان مهندسی سازه، شرکت مهندسان آب نیرو را به وجود آوردند و تا کنون در این شرکت بررسی های زمین شناسی مهندسی و ژئوتکنیک و لرزه زمین ساخت را برای جایگاه سدها و سازه های وابسته آن انجام می دهند.
از سال ۱۳۴۸، به مدت بیش از ۱۵ سال، در دانشگاههای تربیت معلم، شهید بهشتی، امیرکبیر، آزاد اسلامی و سازمان نقشه برداری، درسهای زمین شناسی ایران، چینه نگاری، زمین شناسی عمومی، تکتونیک و ژئومورفولوژی را آموزش می دادند که به علت فشردگی کارها در شرکت، ناگریز از درس دادن، دست کشیدند. اما پیوند با دانشگاه و همچنین سازمان زمین شناسی را هیچ گاه نگسسته و همکاری ها پیگرانه است.
نوشتارهایشان درباره سدها و تونلها، همیشه درباره ریختار جایگاه سازه ها، یافته های بیشتری را در میان نهاده اند. به ویژگی های توپوگرافی، ویژگی های ریختاری از دیدگاه زمین شناسی، پدیده های ویژه در جایگاه سازه و نزدیکی آن و سرانجام چگونگی به وجود آمدن آن پرداخته اند و این را از بایسته ترین کارهای بررسی زمین شناسی مهندسی و اکتشافی می دانند که شوربختانه کمتر به آن روی آورده شده است.
به گمان خود ایشان، در درازنای کاری هر پژوهشگر، چنانچه با کاروان پیشروی دانش همراه باشد، همیشه در راه پیشرفت و اگر بگوییم “موفقیت” رهسپار خواهد بود و به راستی نمی توان “مقطع” ویژه ای را جداسازی کرد. با این نگرش موفق ترین دوره کاری ایشان “هم اکنون” بوده و این درست است. اما در زندگی دانشی یا مهندسی یک پژوهشگر، شاید رویدادی باشد که به پیشرفت او جهش داده است و در این حالت می توان گفت از تاریخ آن رویداد تا هنگام پرسش از او شکوفاترین دوره کاری او بوده است. با این دیدگاه برای ایشان هم دو رویداد کوچک اما بسیار اثرگذار پیش آمده است.
در سازمان زمین شناسی کشور، چند نفر از همکارانشان برای دریافت دکترای زمین شناسی کوشیدند و به هدف خود نیز رسیدند. ایشان هم با این اندیشه در دانشگاه گرنوبل فرانسه نام نویسی کردند و ناحیه سمنان را برای این کار برگزیدند. استاد ایشان به ایران آمد و او را به کوه های شمال سمنان بردند و چند روزی روی زمین بودند و یافته هایشان را به او نشان دادند. در بازگشت به تهران، در دفتر مهندس خادم، رئیس سازمان، نشستی داشتند. استادشان در سخنانش گفت: “ایشان هیچ دست کمی از زمین شناسان خوب اروپایی ندارد و از همین حالا می گویم که کارشان را پذیرفته ام و گواهی خواهم کرد”. این رویداد موجب شدکه سه گرایش نوین را در خود بازشناسند. نتیجه این شد که چند نقشه و نوشتار به وجود آمد که از میان آنها یکی نقشه زمین شناسی سمنان (۱:۱۰۰٫۰۰۰) که در گونه خود برای نخستین بار بود و دیگری نوشته ای درباره دنباله دار هالی که دیده شدن آن نزدیک بود. دوم گرایش به یافتن و شناساندن کمترین خواسته ها برای بررسی های زمین شناسی (استاندارد) بود که آغاز کردند و برای نخستین بار استاندارد نقشه و گزارش با مقیاس (۱:۲۵۰٫۰۰۰) را نوشتند و این کار را دنبال کردند. بنابر درخواست سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور، در سال ۱۳۸۵ را در زمینه های زمین شناسی عمومی، زمین شناسی مهندسی، زمین ریخت شناسی و خطر زمین شناسی، زمین شناسی زیست محیطی، لرزه زمین ساخت نوشتند. ششمین استاندارد زمین شناسی اقتصادی معدنی را به علت نبودن بودجه در نیمه راه رها کردند.
در یکی از کلاس های دانشگاهی به دنبال درس ژئومورفولوژی، چکامه زیر را از گوینده ای ناشناس برای دانشجویان خواندند تا اهمیت نگاه به پدیده ها را گوشزد بکنند “تا همی آسمان توانی دید- آسمان بین و آسمانه مبین”. آنگاه گفتند که آسمانه همان سقف است. یکی از دانشجویان پرسید چگونه می توانیم از درون اتاق آن سوتر و آسمان را ببینیم پاسخی دادند و ساعت درس به پایان رسید. اما تا چند روز پس از آن همچنان به این پرسش و پاسخ به آن می اندیشیدند. چون به راستی برای دانشجو بسیار دشوار بود که اهمیت نگاه و میدان نگریستن را به آسانی دریابد.
سرانجام از آنجا که در کمیته های فنی که همکاری داشتند کمبودها و نارسایی های کار بررسی و گزارش کردن، بسیار آشکار بود به نکته بس ارزشمندی پی بردند و آن اهمیت پایه ای پرسش از خود بود که کم و بیش در هیچ نوشتاری ندیده بودند و در نوشتارهای خود نیز چندان خودنمایی نکرده بود. از آن تاریخ تا کنون که نزدیک به ۱۵ سال است، در کارهایشان به این نگرش یاری بخش دریافت های مهندسی پرداخته اند.
بسیار روشن است که در درازنای ۴۹ سال کار، یادمان ها بسیار است. اولی برای دیدن دگرگونه های کوهستان هیمالیا به هندوستان رفته بودند که در آنجا دچار خونریزی معده شدند و از پله های ۱۵ گانه هتل به پایین غلتیدند و ناگزیر یک هفته در هتل ماندند. در آنجا بسیار افسوس خوردند که نتوانستند همراه با دیگران جلوه گری خورشید را در سپیده دم و در بالای بلندترین کوه روی زمین که به زبان بومی آن را جون چن کایا می خوانند ببینند. (باختر زمینیان آن را چکاد اورست نامیده اند، از نام هیلاری اورست نیوزیلندی).
دومی در روز پایانی کنفرانس انجمن زمین شناسی ایران و بزرگداشت ۱۰۰ سالگی صنعت نفت ایران در اهواز (اسفند ۱۳۷۸) پس از پایان آیین بزرگداشت چند زمین شناس که ایشان هم یکی از آنان بودند، دختر دانشجوی جوانی گریان پیش ایشان آمد که او را ببخشند. او می گفت هنگامی که دیباچه ای بر زمین شناسی ایران نوشته بودند ۱۱ سال پیش از تولدم بود و من اکنون ۲۱ ساله ام و شما را می بینم لرزیدم که چرا فکر می کردم شما دیگر نیستید، خواهش می کنم مرا ببخشید. با خنده دلداری اش دادند که هیچ کار بدی نکرده است.
زبان مادری ایشان سمنانی است که از گویش های کهن فارسی است. شمال و جنوب سمنان به راستی با هم نابرابرند. در گشت و گذارهای آدینه ای و تابستانی که به کوه های شمال، پهنه های خشک و جنوب و معدن های رها شده آن داشتند، با بسیاری از واژه ها، به ویژه از گونه ریختاری، آشنا شدند که از همه آنها بهره گیری کرده اند. در برداشت های رو زمینی هم همیشه از مردم بومی پرسش هایی می کردند و پاسخ های خوبی هم می شنیدند. بر این پایه بود که در سازمان زمین شناسی برای نخستین بار واژه های ریخت شناسی را نوشتند و به کار گرفتند (۱۳۴۵). در کمترین خواسته ها (استاندارد) برای نقشه های زمین شناسی نیز پیشنهاد کردند جدولی سامان داده شود که واژه های بومی و هم ارز فارسی و انگلیسی آنها در راهنمای نقشه گنجانیده شود. پس از آن در واژه گزینی دانشگاه آزاد (چاپ ۱۳۵۵)، نشر دانشگاهی (۱۳۶۵)، صنعت آب وزارت نیرو و فرهنگستان زبان شاخه زمین شناسی همکاری داشتند که نتیجه ها چاپ شده است. در سازمان زمین شناسی کشور کمیته ای ۴ نفری (علیپور، هوشمندزاده، بربریان و نبوی) را راه انداختند و بسیاری از واژه های زمین شناسی را در ۴ گروه واژه گزینی، واژه یابی، واژه سازی و واژه پذیری جداسازی کردند. شوربختانه این واژه نامه به چاپ نرسید و نوشته آن هم نایاب شده است.